عرفان چیست؟

منتشرشده در فرق
این مورد را ارزیابی کنید
(5 رای‌ها)

عرفان چیست؟

عرفان در تعریفی جامع به معنای شناختی مخفیانه و راز گونه است برای یافتن و پیوستن به حقیقت از طریق تجربه درونی و شهود؛ که نشانه‌های آن در مکاتب مختلف به چشم می‌خورد.  

بعبارت دیگر عرفان نوعی راه و روش برای به دست آوردن حقیقت است که بر پیش فرض قابل اتکا نبودن عقل و حواس پنجگانه به دلیل خطاهای ادراکی و عدم توانایی آنها به درک حقیقت، بنا نهاده شده است.  به همین جهت می‌توان عرفان را به نوعی تلاش برای شناخت بی واسطه حقایق معرفی نمود. 

البته برخی نیز عرفان را شناختی قلبی معرفی می‌کنند که از طریق کشف و شهود، نه بحث و استدلال حاصل می‌شود و آن را علم وجدانی هم می‌خوانند.  

در عرفان‌هایی که زیر شاخه ادیان است مصداق حقیقت وجود خداست.  

عرفان بودا، هندی، یهودی، مسیحیت و اسلامی از این دست می‌باشد که هر کدام بر فراخور تعالیم مکاتب خود بنا نهاده شده است. 

اما در یکی دو قرن اخیر یک سری جنبش‌های معنوی که مدعی ارمغان آرامش و شادی درونی و رستگاری برای بشر می‌باشند و عموماً با عرفانهای دینی و سنتی تفاوتها و اهداف اساسی دارند و حتی در مواردی در تقابل قرار می‌گیرند، بوجود آمده‌اند که به آنها عرفان‌های نوظهور می‌گویند. 

سر سلسله عرفانهای نوظهور را در کشور "بهاییت" است که میرزا حسین علی نوری ملقب به بهاءالله در قرن 19 میلادی در ایران بنا نهاد. 

بر طبق اعتقاد بهاییان، بهاءالله جدیدترین و آخرین فرستاده خداوند در سلسله پیامبران پیشین چون حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی(علیهم السلام)  و  نیز رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)  است. نکته‌ای که در این میان حائز اهمیت است اینکه بهاییان بودا و زرتشت را نیز جزء پیامبران بر می‌شمارند. مرکز جهانی بهائیان در حیفا واقع شده‌است.  

 

بهائیان معتقد به خدایی هستند که یکتا، خالق همه چیز و جاوید است. این خدا غیرقابل ادراک بوده و منبع تمام وحی، ابدی، عالم به کل، همه‌جا حاضر و قادر توصیف شده‌است که به طور مستقیم در دسترس نیست.  ولی از طریق وحی با پیامبران ارتباط برقرار می‌کند که بر این اساس پیامبر تجلی خداوند پنداشته می‌شود.  درک مستقیم ذات خدا و نیز دسترسی به او امکان پذیر نیست؛ با این وجود بهائیان اعتقاد دارند که خداوند قصد و اراده خود را به اشکال مختلف معرفی می‌کند.  بر طبق این آیین خداوند هر از چند گاهی با استفاده از فرستادگان خود که به آنها مظاهر ظهور الهی گفته می‌شود، با بشر مکالمه می‌کند. 

 

در آیین بهائیان جسم تنها به عنوان واسطه و ابزاری برای ترقی روح است چرا که حیات اصلی حیات روح است که همواره باقی است و هدف از زندگی پرورش استعدادهای روح است.  به اعتقاد بهائیت روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه می‌دهد. بهائیان تعلق روح به جسم را همانند ارتباط نور با آئینه می‌دانند. بدین سان نوری که در آینه مشهود است از خود آینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی می‌شود، به همین سبب وقتی آینه می‌شکند نور همچنان باقی و برقرار است.  

 

دین اولین موهبت در عالم در آیین بهائیت است زیرا تعالیم الهی بر جمیع تعالیم دیگر مقدم است و آن سبب ترقی و عزت انسان است.  

وحدت اساس ادیان یکی از اعتقادات بهائییان است.  بدین صورت که اساس و پایه همه ادیان الهی یکی است و همگی در اساس مشترک می‌باشند. چرا که فصل مشترک همه ادیان اعتقاد به خداوند یگانه و زندگی بعد از مرگ است. 

 

نکته‌ای که در این جا قابل تامل است اینکه بهاییت با رنگ و لعاب الهی توانسته وجهه خوبی را در ظاهر از خود نشان دهد. بحث وحدت ادیان، اعتقاد به خدا و....   ولی نکته ظریف که همان نقطه ابتدایی و آغازین انحراف این فرقه ضاله است بحث اعتقاد به پیامبری و رسالت بهاءالله است و از آنجا که معتقدند پیامبر تجلی و مظهر اراده خداوند است و کسی غیر او قادر نیست آیین و دستورات و احکام الهی را به مردم جاری کند، لذا موظفند چشم و گوش بسته از فردی تبعیت کنند که هیچ امتیاز خاصی بر دیگران ندارد.  

یکی از شروط صدق ادعای نبوت در ادیان الهی علاوه بر تصدیق پيامبران گذشته توسط فرد مدعی رسالت،  بشارت به نبوت پیامبر بعدی توسط پیامبر قبلی است.  بنابراين، اگر كسى ادعاى نبوت كرد و پيامبران پيشين يا معاصر را تكذيب نمود و یا بشارتی برای آمدنش داده نشده بود، دروغگو است. 

دیگر موضوع اینکه ملک یا فرشته‌ای از سوی خدا به نبی وحی می‌نماید و خداوند مستقیما با پیامبران جز در موارد خاص صحبت نمی‌نماید. مانند حضرت موسی کلیم الله 

و موضوع آخر تطبیق ادعا پیامبر و اتفاق بوجود آمده است (صدق گفتار و ادعا) که در این موضوع خاص آیین بهاییت  به حدی  دچار تنقاض است که هرگز بدان اشاره ننموده است. 

لذا با دیدی بسیار ساده و سطحی می‌توان بر این ادعا که بهاییان فرد محور هستند نه خدا محور و استفاده از رنگ و لعاب الهی تنها برای فریب و تزویر است، صحه گذاشت.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.